پایگاه مقاومت بسیج ولی عصر(عج) استانداری سمنان
جستجو
گرامي داشت سالروز شهادت سردار سرافراز اسلام شهيد دكتر مصطفي چمران 1395/04/03
به ياد شهيد سرفراز دكتر چمران
گرامي داشت سالروز شهادت سردار سرافراز اسلام شهيد دكتر مصطفي چمران
سي و يكم خرداد؛ سالروز شهادت اسطوره علم و تقوي، مقاومت و دفاع سردار سرافراز اسلام شهيد دكتر مصطفي چمران را گرامي مي‌داريم. "مناجات و راز و نياز شهيد دكتر مصطفي چمران"شهيد دكتر چمران؛ خود در انگيزه نگارش اين گونه يادداشت ها، اشاره كرده است كه "اينها را به نيت آن ننوشته ام كه كسي بخواند و بر من رحمت آرد؛ بلكه نوشته ام كه قلب آتشينم را تسكين دهم و آتشفشان درونم را آرام كنم".مناجات نامه؛ خوش دارم كه در نيمه هاي شب در سكوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان نجوا كنم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق كهكشان ها صعود نمايم، محو عالم بي نهايت شوم، از مرزهاي عالم وجود درگذرم و در وادي ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نكنم.خوش دارم كه كوله بار هستي خود را كه از غم و درد انباشته است بر دوش بگيرم و عصازنان به سوي صحراي عدم رهسپار شوم.خوش دارم از همه چيز و همه كس ببرُم و جز خدا انيسي و همراهي نداشته باشم.خوش دارم كه زمين زيراندازم و آسمان رواندازم باشد و از همه زندگي و تعلقات آن آزاد گردم... خوش دارم، هيچ كس مرا نشناسد، هيچ كس از غمها و دردهايم آگاهي نداشته باشد،... جز خدا كسي را نداشته باشم، جز خدا با كسي راز و نياز نكنم و جز خدا انيسي نداشته باشم، [و] جز خدا به كسي پناه نَبرم.چه زيباست؛"چه زيباست: راز و نيازهاي درويشي دل سوخته و نااميد در نيمه شب؛ فرياد خروشان يك انقلابي از جان گذشته در دهان اژدهاي مرگ؛ اعتراض خشونت بار مظلومي، زير شمشير ستمگر؛ اشك سرد يأس و شكست بر رخساره زرد دل شكسته اي در ميان برادران به خاك و خون غلطيده؛ فرياد پرشكوه حق از حلقوم ازجان گذشته اي عليه ستمگران روزگار."چه خوش است؛ چه خوش است: دست از جان شستن و دنيا را سه طلاقه كردن؛ از همه قيد و بند اسارت حيات آزاد شدن؛ بدون بيم و اميد عليه ستمگران جنگيدن؛ پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن؛ به همه طاغوت ها «نه» گفتن؛ با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن.ارزش درد و رنج؛ من اعتقاد دارم كه خداي بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مي دهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و مي بينيم كه مردان خدا بيش از هركسي در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند. عليِ بزرگ را بنگريد كه خدايِ درد است كه گويي بندبند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است.خدايا شاكرم؛ خدايا تو را شكر مي كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.«خدايا تو را شكر مي كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و ناخالصي هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم.آتش عشق؛ خدايا تو را شكر مي كنم كه مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و خواستني ها را به جز عشق و معشوق در نظرم خار و بي مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم [و] دردها، تهمت ها، ظلم ها، فشارها و شكنجه ها را با سهولت تحمل كنم.خدايا تو را شكر مي كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي تا گاه گاهي از دنياي ماده درگذرم و آن جا جز وجود تو را نبينم و جز بقاي تو چيزي نخواهم و بازگشت از ملكوت اعلي براي من شكنجه اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.شمع سوزان؛ هميشه مي خواستم كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ مي خواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بكشم؛ مي خواستم در درياي فقر غوطه بخورم و دست نياز به سوي كسي دراز نكنم؛ مي خواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم؛ مي خواستم ميزان حق و باطل باشم.خدايا هدايتم كن؛ خدايا، هدايتم كن؛ زيرا مي دانم كه گم راهي چه بلاي خطرناكي است.خدايا، هدايتم كن كه ظلم نكنم؛ زيرا مي دانم ظلم چه گناه نابخشودني است.خدايا، محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم؛ زيرا تهمت، خيانت ظالمانه اي است.خدايا، مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.خدايا، پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز تا فريب زرق وبرق عالم خاكي مرا از ياد تو دور نكند.جوار رحمت؛ خدايا، دردمندم؛ روحم از شدت درد مي سوزد؛ قلبم مي جوشد؛ احساسم شعله مي كشد؛ و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي زند. تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.خسته شده ام؛ پير شده ام؛ دل شكسته ام؛ نااميدم؛ ديگر آرزويي ندارم؛ احساس مي كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست؛ با همه وداع مي كنم و مي خواهم با خداي خود تنها باشم.خدايا به سوي تو مي آيم. از عالم و عالميان مي گريزم. تو مرا در جوار رحمت خود سكنا ده.
تعداد بازدید: 4
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
آدرس پستي: سمنان - بلوار بسيج - استانداري سمنان- پايگاه مقاومت بسيج ولي عصر (عج)  كدپستي استانداري: 3514799611  تلفن :  2129359   آدرس ايميل: basij@ostan-sm.ir 
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به پایگاه مقاومت بسیج ولی عصر(عج) استانداری سمنان می باشد
Powered by DorsaPortal